عشق مامانی تو
سلام پسرم بازم دیر کردم ببخشید دیر به دیر میام آپ میکنم تو اینقدر شیطونی که نمیذاری بیام پای کامپیوتر تو هم میای و میخوای بازی کنی
ماشاالله پسرم همه حرفا رو میزنه ولی چند روزه حرف زشتی افتاده یر زبونت میگی وحشی به همه ما هم سعی میکنیم یه کاری کنیم یادت بره
خب این روزا پسرم خیلی بلا شده همش دلش میخواد بره بالا با سجاد بازی .آغو بازی. عزیز جان بازی .علی بازی خلاصه که ما رو کشته هرکی پسرمو میبینه میگه چقدر ماشالله زبونش بازه جیششو نمیگه میگم چرا میگه ولی من میگم جیش کن تو پوشکت چیکار کنم دیگه هوا سرده الان خوب نیست از جیش بگیرمت اذیت میشی واسه همین بعد عید قراره این کارو انجام بیدم با همکاری هم میدونم پسرم خیلی باهوشه زود یاد میگیره بره دستشویی
تازیگیا همش در حال ماشین بازی و تفنگ بازی هستی با سجادم گاهی وقتا دعوا میکنی اون اعصابتو خورد میکنه ولی بازم دوست داری باهاش بازی کنی میگی من .سجاد. دوست. بازی
همچنان جوجو هم میخوری روزی چند تا شیشه شیر گاهی وقتا هم چایی گولت میزنم آها یه چیز دیگه هم که همش میگی وقتی یکی ازت میپرسه بابا کجاست میگی بابا نیست- کار-پول-ممه یا نام نام خلاصه وروجکی هستی واسه خودت توپ بازی میکنی حرفه ای میخوره توپت به سقف شوت های آنچنانی میکنی


عشق مامانی تو 
